
ﻣﻌﯿﻦ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺗﻌﺮﯾﻒ می کند ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮑﺠﻮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ...ﺷﺨﺼﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﮐﻪ 16 ﺳﺎﻟﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺷﺪﻡ ، ﭼﻨﺎﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭﻋﺎﺷﻖ آﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻭ ﭘﺎﻓﺸﺎﺭﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥﺳﻦ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺭﺍﺿﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺮﻭﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼﺭﻓﺘﯿﻢ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻨﺎﯼ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ...
ادامه مطلب
میگی عاشقی ؟ بگو ببینم تا حالا شده حس کنی جیگرت داره می سوزه ؟ تا حالا شده توی اتوبان پشت موتور خلاف مسیر برونی و خودت نفهمی و دست آخر هم بزنن بهت و بیفتی توی جوب و موتور هم بیفته روت و تو فقط داغی دویدن خون رو روی صورتت حس کنی ؟ تا حالا شده یه مشت خاک رو بگیری توی مشتت و گازشون بگیری ؟ تا حالا شده توی سه ماه بیست کیلو وزن کم کنی ؟ تا حالا شده مسخره ات کنن و بهت بگن برو بمیر بدبخت بی پدر گدا ؟ تا حالا شده ته جیبت رو بتّوکونی و قد یه انگشتر کوچولو پول پیدا کنی و بدی بهش و بعد چند ماه پرتش کنه توی صورتت و بهت بگه همش بازی بود همش یه بازی بچّگونه بود همش بچّه بازی...
ادامه مطلب